اهر از شهرهای قدیمی آذربایجان است که در سایه ی همین قدمت ، ذخایری از عناصر متنوع هویتی این خطه ی دیرسال را ، در قلب خود نهفته دارد. بخشی از این عناصر فرهنگی ، عناوین و اسامی جغرافیایی هستند که در جای – جای شهر اهر به چشم می خورند  و شایسته است که […]

اهر از شهرهای قدیمی آذربایجان است که در سایه ی همین قدمت ، ذخایری از عناصر متنوع هویتی این خطه ی دیرسال را ، در قلب خود نهفته دارد. بخشی از این عناصر فرهنگی ، عناوین و اسامی جغرافیایی هستند که در جای – جای شهر اهر به چشم می خورند  و شایسته است که این عناوین ارزشمند ، طی فرایند پژوهش تاریخی جمع آوری و مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرند.
از نظر پژوهش های تاریخی ، اسامی جغرافیایی ردپاهای معتبری از روند جریان تاریخ ، در اعصار گذشته هستند و می توان آنها را «کلید واژه های» کتاب تاریخ خواند که در صورت تدقیق و بررسی ، می توانند به حل معماهای تاریخی کمک کنند. شهرها ، جامع این اسامی تاریخی در برچسب های محلات ، کوچه ها ، قنات ها ، کاروانسراها، مساجد ، و … هستند. اهر نیز در قامت شهری تاریخی و به عنوان هدف پژوهش ما ، از حیث اسامی تاریخی محلات و محتوای آنها مورد مطالعه قرار گرفت و یافته های ارزشمندی از نظر پراکندگی عناوین ، تنوع و غنای فرهنگی ِتاریخی به دست آمد. نقطه ی قوت این پژوهش ، دست یابی به اطلاعات ارزشمندی بود که اگر به امر تحقیق با تاخیر اقدام می شد ، می توانست به نسیان و زوال منابع تحقیق و داده های پژوهش منجر شود.در این پژوهش بسیاری از عناوین درون شهر تاریخی اهر بررسی و احصاء گردید و با مکان یابی و تعیین حدود تاریخی تطبیق جغرافیایی  میسر شد و راه را برای تحقیقات بیشتر در این حوزه باز نمود. مهمترین بخش تحقیق ، فراهم آیی پیشنهادات عملی برای برنامه ریزان و مسوولین شهری جهت پاسداشت هویت تاریخی بافت قدیمی و کهن سال اهر است .
پژوهش حاضر ، تحقیقی توصیفی – میدانی است که با استفاده از ابزار مصاحبه  با منابع مورد وثوق و معتبر  ، داده ها و اطلاعات جمع آوری و با منابع مختلف مکتوب تطبیق داده شد تا از روایی داده ها اطمینان حاصل گردد. هدف اصلی پژوهش ثبت و ضبط اطلاعاتی بوده که دارای ارزش تاریخی محلی و در آستانه ی نابودی و فراموشی بودند.
مقدمه
«شهر»ها ، هویت مستقل تاریخی هستند که در گذر زمان ، بخش عمده ای از تاریخ و دانش شفاهی ر ا ،  در حافظه ی خود ثبت کرده اند. «تاریخ شفاهی» و آن هم به شکل ِحافظه ای با محتوای هویت ساکنان آن شهر ، در معرض آسیب فراموشی خواهد بود ؛ اگر ثبت و ضبط نشود.
زندگی مدرن و تحولات بعد از عصر انقلاب صنعتی ، شهرهای تاریخی را به زور چرخ های فولادین صنعت ، به سکونتگاه های مدرن تبدیل نمود و جای سنگ های حجاری شده ی هنرمندانه تراشیده را ، آهن ،  فولاد و شیروانی گرفت و در زیر همین لایه های غمبار فولاد ، تاریخ و هویت شهرهای باستانی مدفون شده و می شوند .در سایه ی همین انقلاب عظیم اجتماعی- اقتصادی ، روستاها و فرهنگ مبتنی بر تولید کشاورزی ،  به نفع شهر ها عقب نشینی می کنند و از صفحه ی جغرافیا و روزگار حذف می شوند و بافت های تاریخی شهرها که روزگاری ارتباط ناگسستنی با روستاها و تولید اقتصادی آنها داشتند ؛ در زیر سایه ی سنگین خیابان ها ، بزرگراه ها ، آزادراه ها و برج ها دفن می شوند و تنها یادی ازآنها به شکل عناوین تاریخی و آن هم در صورتی که شهردار محترمش ذوق تاریخی داشته باشد ؛ در اذهان قدیمی های شهر باقی می ماند.
«عناوین تاریخی» روستایی ، سریعاً از بین می روند ؛ چون در حافظه ی تعداد محدودی از کهنسالان در حال انقراض زندگی می کنند و نسل های جدید که مجهز به فن آوری های نو هستند ؛ چندان تمایلی به حفظ یادگارهای تاریخی پیشینیان، از خود نشان نمی دهند و مسوولان فرهنگی شهر و بویژه شورای فرهنگ عمومی هم تلاشی برای ترسیم نقشه ی عناوین تاریخی روستاها و شهرها از خود نشان نمی دهند. شاید فقط من و چند نفر علاقمند به تاریخ می داند که «قوردلو قیه» در کجاست و «علیرضا کندی» و «ممدآباد» روزگاری روستاهایی در حومه ی شهر اهر و “روستای کوسالار” بودند.
در گذشته ، محلات نقش بنیادین در هویت بخشی به ساکنان هر شهر ایفا می نمودند. حتی در برخی شهرهای بزرگ چون تبریز، هر محله دروازه و کدخدا و ریش سفید خاص خود را داشته است . در نشانی های شهری ، محلات به دقت آورده می شدند و تا مدت ها هویت خود را حفظ کرده بوند. اما اکنون خیابان ها ،  بلوارها ،  برج ها و آپارتمان ها محلات تاریخی را شخم زده اند و هم “حدود تاریخی” و هم” نام و عنوان کهن” آنها را از بین برده اند و به قول معروف “تیشه بر ریشه ی آنها زده اند”.
حذف حدود و اسامی گذشته ی محلات و عناوین تاریخی ِجغرافیایی ، تهدیدی جدی برای هویت تاریخی مناطق مختلف شهری و روستایی به شمار می رود  که می بایست کاری کرد. پژوهش حاضر با همین هدف ، کوشیده است که گامی هر چند کوچک و ابتدایی ،  در راستای حفظ عناوین تاریخی شهر اهر بردارد.

متدولوژی
تک نگاری- مونوگرافی- شیوه ی مألوف در پژوهش های جغرافیای ِتاریخی است. هر قدر دامنه و حوزه ی تحقیق محدودتر باشد ، پرداختن به جزئیات ِبیشتر ، برای محقق امکان پذیر می شود. در پژوهش حاضر ، ضمن استفاده از متولوژی  علمی” تک نگاری” ، از روش مطالعه ی کتابخانه ای احتراز گردید و صرفاً به «مطالعه ی میدانی» و «مصاحبه با افراد معمر شهر اهر» و به قول معروف” اهری های قدیمی” که ارتباط شفاهی ، حداقل با یک نسل گذشته از تاریخ اهر داشته و خود نیز بالای ۷۵ سال سن دارند ؛ اکتفا شد تا منابع “روایی و صحت پژوهش” از تصویربرداری متون کتبی،  به نقل قول مستقیم از کودکان ۱۰۰ -۱۵۰ سال پیش شهرمان ، بسط پیدا بکند.  چنین رویکردی هم ابزار  تحقیق را که” مصاحبه و گفتگو ی رو در رو و آشنا با منابع تحقیق” است ؛ اعتبار می بخشد و هم موجب ناب و خالص بودن ؛ پژوهش می شود.
جا دارد از «آقای علیرضا خجسته» که زحمت مصاحبه ،  شناسایی و معرفی منابع ناب تاریخی را جهت انجام گفتگوی شفاهی متحمل شدند ، صمیمانه تشکر و قدردانی نماییم.

اهر
“اهر” ، ” واروی”  ، ” میمند” … و دیگر اسامی تاریخی ؛  مرکز حاکم نشین ولایت قراجه داغ و مضافات ِ عصر قاجار ، و مرکز شهرستان اهر کنونی،  از شهرهای کهن آذربایجان است که در شمال استان آذربایجان شرقی واقع است. این شهر قبل از اسلام به « میمد » مشهور بوده‌است. بعد از ظهور اسلام به نام «اهر» خوانده شده‌است. اهر، در زبان عربی به معنای “گیاه زبان گنجشک” است (فرهنگ فارسی معین).
شهرستان اهر از شمال به کلیبر، از شرق به مشکین‌شهر و مغان، از جنوب به هریس و از مغرب به ورزقان محدود است و معادل ۲۹۷۳٫۹۳ کیلومتر مربع وسعت دارد. این شهرستان در ارتفاع ۱۳۴۱ متر از سطح دریا و در ۸۹ کیلومتری شمال شرقی تبریز و ۷۶۵ کیلومتری شمال غربی تهران واقع گردیده‌است.
این شهر از غنی ترین منابع تاریخی و جغرافیایی ایران است که تاکنون کمتر موضوع مطالعات باستانشناسی بوده است ؛ ولی اگر پژوهش هایی برنامه ریزی و اجرا شود ؛ بدون اغراق در وجب – وجب خاکش ، می توان آثار صدها نسل تمدن را یافت.
انشاءا… در آینده ی نزدیک ،  این پژوهش های بنیادین ، برنامه ریزی و اجرا شوند.

محلات تاریخی اهر
«شهر اهر» ،  از گذشته های نه چندان دور،  به سه محله ی اصلی تقسیم شده بود که هر کدام از این محله ها ، خود دارای  خُرده محله ها ،  کوچه های فرعی و تجاری بودند. هر سه محله مسکونی بوده و درحد فاصل آنها باغات انبوهی وجود داشته است. آب شهر از چند قنات تامین می شده که درمحله های مختلف شهر قرار داشتند. امروزه تقریباً همه آنها ازبین رفته است.
محله های سه گانه ی تاریخی اهر عبارت بودند از:
• محله ی نخجوانلو
• محله ی باغبان
• محله ی ساداتلو
الف) محله ی نخجوانلو
این محله ،  در مجاورت ضلع(ساحل) غربی رودخانه ی فصلی اهر به نام «کیچیک چای» که در جهت شمالی جنوبی جاری بوده  و به رودخانه ی «اهرچایی» می ریزد ؛ واقع بوده است.
شاید وجه تسمیه ی آن ، سکونت مردمانی از اهالی ولایت نخجوان در آذربایجان قفقاز باشد  که  در ایام جنگ های ایران و روس و انعقاد قرارداد ننگین ترکمنچای به این نواحی مهاجرت و در آن محله ساکن شده باشند- که چندان هم بعید نمی  نماید – و بودند اهری هایی که نام خانوادگی نخجوانی داشته و دارند.
«محله ی نخجوانلو» از اصلی ترین محلات  و در عین حال پر رونق ترین مرکز تجاری اهر بوده است و هنوز هم ارزش تجاری و رونق اقتصادی پیشین خود را حفظ نموده است.
در «محله ی نخجوانلو» ،  بازاری وجود دارد که هم قدمت با تاریخچه ی اهر می باشد و از قدیم الایام به نام بازار «اوچ دوکانلار»(سه دکان ها) مشهوربوده است. در میان عامه ی مردم ، چنین معروف است که در این محل ، در ابتدا فقط سه مغازه ی- «دکان» – یا به اصطلاح «سه دکه» بنا شده بوده است که بعدها توسعه یافته و به بازار بزرگ و وسیعی تبدیل می گردد . هم اکنون نیز بازار فوق از مراکز تجاری فعال و پر رونق اقتصادی اهر می باشد.  البته علت توسعه و رونق اقتصادی این محل ، تردد و رفت و آمد عشایر و مردم روستاهای “قره داغ “جهت داد و ستد و تبادلات اقتصادی بوده است که هنوز هم این جریان اقتصادی حضور دارد. موقعیت فعلی بازار «اوچ دوکانلار» در ضلع غربی «کیچیک چای» در حد فاصل دو پل مستقر روی «کیچیک چای» می باشد. در گذشته ، ساحل های طرفین «کیچیک چای» به نام شاعر شهیر قره داغی ، حکیم لعلی ، به نام «لعلی شرقی»  و «لعلی غربی» موسوم بود.
در محدوده ی بازار «اوچ دوکانلار» ، چندین “کاروانسرا” وجود داشته است که معروفترین آنها ، کاروانسرای «قیزیل دیش»(دندان طلا) و کاروانسرای «جباری» می باشد که این دو کاروانسرا ، در مرکزیت  بازار «اوچ دوکانلار» واقع بودند. کاروانسرای دیگری هم در محله ی «آق مچید»( مسجد سفید) بود که تقریباً همه آنها از بین رفته اند و یا تبدیل به مکان های تجاری به سبک امروزی شده اند.
کاروانسرای «قیزیل دیش» به خاطر دندان های طلای صاحبش ، به این نام مشهور شده بود. در زیر زمین این کاروانسر ا، یک «سردابه» بوده است که به سردابه ی «قیرخ ایاق»(چهل پا) معروف بوده است. برای این نام ، دو وجه تسمیه ذکر کرده اند. برخی ، اختصاص این نام را به خاطر پله های زیاد این سردابه دانسته اند و عده ای دیگر ، وجود حشره ی «هزار پا» را که در این مکان به علت رطوبت و نمناکی به وفور یافت می شد ؛ دلیل شهرت این سردابه به «قیرخ ایاق» ذکر کرده اند. به طوری که می دانید هزار پا در زبان ترکی ، «قیرخ ایاق» نامیده می شود.
نقل است که این سردابه آبی زلال ، خنک و گوارایی داشته است ؛ ولی اکنون به صورت متروکه در آمده است.
در روبروی کاروانسرای «قیزیل دیش» ، کهریزی(قنات) بوده است که چند پله ی سنگی ، پایین تر از سطح زمین بود و آب آن را به وسیله ی قنات از خارج ِشهر و در مسیر رودخانه ی «کیچیک چای» آورده بودند.
قناتی هم در ساحل غربی «کیچیک چای» و چسبیده به ساحل آن ، در میانه ی حد فاصل بین دو پل روی رودخانه ، بود که تا همین اواخر ، خانم های خانه دار در آن رخت و لباس می شستند و اهل کسبه ،  از آب آن برای مصارف مختلف استفاده می کردند. زمان کودکی ، خود آن قنات را دیده بودم که حدود ۱۰-۱۵پله زیر زمین قرار داشت.
لازم به ذکر است که مجموعه ی بازار «اوچ دوکانلار» ، به بازار سرپوشیده ی (اوستو اؤرتولو بازار) عصر صفوی  که در مرکز شهر واقع است