توسعه و اعتلای حیات انسان در همه اعصار ، مستلزمِ این است که او علاوه بر شناختِ ،، آنچه هست ها ،، به طراحی و طلبِ ،، آنچه باید باشد ها ،، نیز دست زند و طرح و الگو و مدلی برای تغییر وضع موجود ، به وضعِ مطلوب و کمالِ مطلوب داشته باشد. همان […]

توسعه و اعتلای حیات انسان در همه اعصار ،
مستلزمِ این است که او علاوه بر شناختِ
،، آنچه هست ها ،، به طراحی و طلبِ
،، آنچه باید باشد ها ،، نیز دست زند
و طرح و الگو و مدلی برای تغییر وضع موجود ،
به وضعِ مطلوب و کمالِ مطلوب داشته باشد.
همان گونه که حیرتها و نظرپردازیها و فرضیه ها
و تجربه ها و آزمایشهای علمی و کشف ها و
شناخت های بزرگ ، تاریخ را پیش می برد ،
همین طور نیکنیازیها و گرایشهای متعالی و
عواطف بلند واحساس مسولیتهای سترگ
و داوریها و انتقادات و موضع گیریهای کلان
نیز لازمه ی رویش ، گسترش و بالندگیِ جامعه است.

اگر هِی هِی و هِی های آرمان خواهان نباشد ،
جامعه راه نمی رود؛
اگر خروش جاری معترضان و منتقدان و بیدارگران
نباشد ،
از بوی گند و تعفن رکودها و برکه ها و مردابها ،
خرمی و نشاط حیات می پژمُرَد
و … خشک و بی جان می شود.

فلورانس