✏️: شیرین یوسفی ترور شهید سلیمانی توسط تروریست های امریکایی علاوه بر ان که عواطف ملی ایرانیان را بشدت جریحه دار کرد، جهان را نیز بشدت ملتهب کرد. حضور حماسی مردم اگاه ایران عزیز در مشایعت پیکرسرباز وطن شهید سلیمانی تا حدی التیام بخش زخم این ترور شد. اما مرگ ۵۹ ایرانی انهم زیر دست […]

✏️: شیرین یوسفی

ترور شهید سلیمانی توسط تروریست های امریکایی علاوه بر ان که عواطف ملی ایرانیان را بشدت جریحه دار کرد، جهان را نیز بشدت ملتهب کرد.
حضور حماسی مردم اگاه ایران عزیز در مشایعت پیکرسرباز وطن شهید سلیمانی تا حدی التیام بخش زخم این ترور شد.
اما مرگ ۵۹ ایرانی انهم زیر دست و پا در مراسم کرمان زخم دیگری بود بر روح و روان ایرانیان.
و ای کاش تمام می شد این زنجیره مرگ و تباهی در اینجا .
اما هنوز دوازده ساعت از این فاجعه نگدشته بود که خبر رسید یک هواپیمای اوکراینی در تهران سقوط کرده و ۱۷۰ انسان دیگر هم وارد این چرخه نامیمون مرگ و تباهی شدند.
همه این ها را بگذارید کنار حمله تلافی جویانه و البته غرورانگیز به پایگاه عین الاسد توسط ایران انهم وقتی که در نطر داشته باشید که بعد از جنگ جهانی دوم هیچ کشوری منافع امریکا را این گونه صریح مورد هدف قرار نداده است، انگاه بی شک می توان ادعا کرد که در یکی از نقاط عطف تاریخ این سرزمین پر حادثه قرار گرفته ایم.
فکرش را بکنید از اول سال تا کنون چه ها بر سر ایران ما امده است از حوادث طبیعی گرفته تا وقایع سیاسی و اجتماعی.
سال ۹۸ را با کم سابقه ترین سیل در شمال وغرب و جنوب اغاز کردیم،
قریب به دو سال است که بی سابقه ترین تحریم اقتصادی تاریخ علیه ملت ایران را متحملیم،
گرانی، ناکارامدی و سومدیریت در داخل کشور امان ها را بریده و طاقت ها را طاق کرده است.
از حوادث ابان ۹۸ و پیامدهای ناگوار ان برای عده ای از هم وطنان خون بدلیم،
با جدی ترین تهدید به جنگ از سوی دولت متجاوز و تروریست امریکا روبرویم،
اما اخر چرا باید این همه استرس جمعی واندوه و تاسف ملی قسمت نسل ما باشد؟
ایا چون در خاورمیانه ای زندگی می کنیم که روی دریا دریا نفت خوابیده است؟
ایا چون می خواهیم مستقل باشیم؟
یا چون نمی خواهیم به نطام سلطه جهانی باج بدهیم؟
یا شاید هم حاکمان ما تمکین نمی کنند به اصول حکمرانی خوب؟
و شاید هم ما ایرانیان راه و روش توسعه پایدار را نمی دانیم؟
وشاید هم نخبگان ما نتواسته اند نظریه ها و الگوهای ملی و بومی توسعه پایدار را تولید کنند؟
در این روزهای سخت وطن است که می توان فهمید چرا کهن سرزمین ما را چهار راه تاریخ نیز گفته اند.شاید تواتر این همه حادثه برای عمر معمولی یک انسان بسیار زیاد بنطر برسد ولی تعمق در روند تاریخ این ملک نشان می دهد که نیاکان ما نیز تجاربی از این دست فراوان داشته اند.
به استناد منابع معتبر تاریخی، ما ایرانیان در یکی از مهمترین و پرترافیک ترین مسیر های تاریخ جهان زیسته ایم و با تمام فراز و نشیب ها یش همچنان مانده ایم و انشاالله بعد از این هم خواهیم ماند.
انچه نیاکان ما را در گذر از مسیر سختی که تاریخ سهم انها کرده، یاری نموده، جز “صبر بر روزهای سخت” و “امید به روزهای روشن” نیست.
عقلانیت از نوع ایرانیش و تجربه زیسته تاریخی ما ایرانیان دست مایه امروز ما برای بر امدن از پس این روزهای سخت وطن است.