نظامهای ترویج در دهه ۱۹۷۰ و منطبق بر تجارب ماوندربنا نهاده شده  است ، به نظر می رسد ک هنوز هم به صورتی جدی وجود داشته باشد ، به طوری که اختصاص حجم بیشتری از اعتبارات به تحقیقات کشاورزی و بهر ه مندشدن آن از سطح بالاتری از جایگاه تشکیلاتی و اداری و نیزبرخورداری کارکنان […]

نظامهای ترویج در دهه ۱۹۷۰ و منطبق بر تجارب ماوندربنا نهاده شده  است ، به نظر می رسد ک هنوز هم به صورتی جدی وجود داشته باشد ، به طوری که اختصاص حجم بیشتری از اعتبارات به تحقیقات کشاورزی و بهر ه مندشدن آن از سطح بالاتری از جایگاه تشکیلاتی و اداری و نیزبرخورداری کارکنان تحقیقات از منزلت شغلی و اجتماعی بالاتر می تواند از جمله تجلیات این نبود توازن باشد که در ایران نیز به شکل های برجسته و بارز به چشم می خورد.

  1. کوتاهی در شناخت نیاز به ابتکار عمل ترویج در حفظ حلقه های ارتباطی با تحقیقات این مورد که در سالهای دهه ۱۹۸۰ شناخته شد، به معنی آن است که ابتکار عمل در برقراری ارتباط در اختیار کارکنان تحقیقات قرار داشته است و کارکنان ترویج در این زمینه از خود کمتر خلاقیت نشان داد ه اند. مشکل اخیر شاید تا حدودی ناشی ازمشکل نخست باشد ؛ زیرا برخورداری تحقیقات از منزلتی بالاتر سبب خواهد شد که هرگونه ابتکار و نوآوری در ایجاد ارتباط با مجموع ها ی پایین تر در دست آن باشد و به عبارتی خود را ذیحق در هرگونه تغییر و تحولی احساس کند . تجلی دیگر این مشکل می تواند در برقراری جهت ارتباط باشد ؛ به این معنی که غالباً نشر اطلاعات و دانش از سوی کارکنان تحقیقات به سوی کارکنان ترویج بوده است و عکس آن کمتر به چشم می خورد.در تشکیلات ترویج به جهت کمی و کیفی : « متخصصان موضوعی ٢ » ۳٫ تعداد ناکافی اهمیت این گروه از کارکنان ترویج به این دلیل است که آنها به عنوان حلقه های ارتباطی میان محققان کشاورزی از یک سو و کارکنان صحرایی ترویج و کشاورزان از سوی دیگر عمل می کنند و به این ترتیب مقوله کمیت و کیفیت این عده در حسن ارتباط با تحقیقات کشاورزی اهمیت شایانی دارد . براساس تجارب فائو ، در مقابل هر چهار تا پنج نفر مروج کشاورزی می باید یک نفر متخصص موضوعی وجود داشته باشد (تقریباً ۲۰ درصد از کارکنان ترویج می باید متخصص موضوعی باشند ) ک ه در سال ۱۹۸۹ اندکی بیشتر از ۱۴ درصد کارکنان سازمانهای ترویج در سطح جهان مشمول این موضوع بود ه اند، ضمن آنکه این عده نیز به لحاظ کیفی مورد تردید قرار داشته اند؛ زیرا اغلب آنها دارای حداقل آموزشهای لازم (یک سال و یا حتی کمتر از یک سال تحصیلات دانشگاهی ) بوده اند . علاوه بر این ، توزیع نامناسب متخصصان موضوعی میان مناطق مختلف یک کشور نیز از دیگر نارساییهایی است که در این زمینه وجود دارد . متمرکز بودن تشکیلات تحقیق و ترویج در وزارتخانه و یا مؤسسات جداگانه : طبق گزارش سمپوزیوم مشترک بانک جهانی و ایسنار ، دلایل مهم ضعف ارتباط رسمی بین تحقیقات و ترویج ، تمرکز یافتن آ نها در اداراتی است که به میزان زیادی از یکدیگر جدا به گفته آرنون، این جدایی سازمانی می تواند به جدایی علاقه ها
  2. شکاف فرهنگی ١ بین محققان و مروجان کشاورزی : گزارش سمپوزیوم مشترک بانک جهانی و ایسنار بخش دیگری از ضعف ارتباطی تحقیق و ترویج کشاورزی را در این می داند که به دلیل برخورداری محققان کشاورزی از یک سطح تحصیلی بالاتر – که در منزلت اجتماعی و سطح زندگی آنها تأثیر فزاینده می گذارد – نمی توان انتظار داشت که ارتباطی مناسب میان آنها با کارکنان ترویج -که احساس ارزش کمتری نسبت به محققان به نظر می رسد که در ایران نیز این مشکل به شکلی دارند- ایجاد شود جدید وجود داشته باشد . برای مثال می توان پیش بینی کرد که در مقابل کثرت محققان کشاورزی دارای تحصیلات فوق لیسانس و دکتری و قلت کارکنان با تحصیلات لیسانس در بخشهای تحقیقات کشاورزی ، در نهاد ترویج در خو ش بینانه ترین حالت این وضعیت کاملاً برعکس باشد (قلت افراد با تحصیلات فوق لیسانس و دکتری و کثرت چشمگیر کارکنان دارای تحصیلات لیسانس و حتی کمتر از لیسانس).
  3. وضعیت سازمانی ناسازگار: مشکل دیگر در زمینه ارتباط مناسب بین تحقیق و ترویج ، نبود انگیزه و یا امتیاز های ناچیز مترتب بر همکاری میان تحق یقات و ترویج در نزد کارکنان هر دو نهاد است.
  4. مشکلات ساختاری: به این معنی که نبود واحد (های) مشترک میان تحقیق و ترویج سبب شده است که تحقیقات صرفاً تولیدکننده فناوریها باشد و ترویج نیز منحصراً رسالت آزمایش دستاوردهای تحقیقاتی را در سطح مزارع کشاورزان بر عهده داشته باشد و این موضوع از دیگر مواردی است که حسن پیوند بین تحقیق و ترویج را به مخاطره انداخته است به گفته مؤیدی و ذوقی ، مشکلات ساختاری ممکن است به -این شکل بروز یابد که ساختار موجود توجه کافی به اجرای برخی از وظایف ضروری خودنداشته باشد و بنابراین فرد و یا واحدی را نیز برای اجرای آنها تعیین نکند . برای مثال این امکان وجود دارد که وظیفه برگشت اطلاعات از وظایف گمشده باشد و یا امر ارتباط تحقیق و ترویج به واحدی ناکارامد و یا واحدی با اختیارات ناکافی محول شده باشد
  5. نظام بیش از حد متمرکز ترویج : تجلی این مهم میتواند در کند پاسخ دادن این نظام به مشکلات سطح مزرعه باشد. به گفته فیدر و همکارانش ، نظام ترویج در کشورهای جهان سوم مشکلات دیگری نیز دارد که از جمله آنها باید به دیوانسالاری ناکارامد. و طراحی و انجام عملیات ضعیف اشاره کرد (ایجاد واحدهای رابط : برخی از کشورها و به ویژه کشورهای آفریقایی ، ایجاد بین دو نهاد تحقیق و ترویج را تجربه کرد ه اند. در این زمینه می توان به نیجریه « واحد رابط اشاره کرد که در چندین مؤسسه تحقیقاتی خود این واحد را ایجاد کرده است . سودان نیز در سازمان تحقیقات کشاورزی خود است و واحدهای مشابهی « واحد تماس ١ » دارای یک نیز در کشورهای کنیا و زامبیا وجود دارد . همچنین در هلند کارشناسان رابط در مؤسسات تحقیقاتی استقرار دارند و مسئولیت عرضه اطلاعات به کارشناسان متخصص موضوعی ترویج و نیز تدارک اطلاعات برای محققان مرتبط با مسائل کارشناسان موضوعی ترویج را بر عهده در ایران نیز در نظر گرفتن یک یا دو پست تحت عنوان ., دارند ( ۷۹۴ در مؤسسات تحقیقات کشاورزی تک محصولی را می توان اقدامی « کارشناس انتقال یافته ها »در چارچوب فوق تلقی کرد و به نظر می رسد که ضرورت داشته باشد این مهم به تمامی مراکز و ایستگاههای تحقیقات کشاورزی سراسر کشور تسری یابد.

برگزاری سمینارها و کارگاههای آموزشی : در این زمینه می توان به دوره های آموزشی برگزار شده توسط محققان برای کارشناسان موضوعی ترویج اشاره کرد . گاهی شاید .( اوقات نیز محققان در دوره های آموزشی کشاورزان شرکت می کنند .

بهترین شکل برگزاری این گونه فعالیتها را در هندوستان می توان سراغ گرفت . در این کشور کارگاه آموزشی کارشناسان » ، یک وسیله بسیار مهم جهت ارتباط تحقیق و ترویج کشاورزی است. این کارگاه مشترکاً توسط دانشگاه و اداره کشاورزی تدارک دیده شده « کشاورزی ١ است و برای یک یا دو بار در سال و هر بار نیز به مدت چند روز برگزار می شود . محتوای این کارگاهها را بر رسی فعالیتهای ترویج و تحقیقات ، ارائه سخنرانی و بازدید از ایستگاههای تحقیقاتی و مزارع آزمایشی تشکیل میدهد و در پاره ای از موارد یک کتاب راهنمای در اختیار کارکنان ترویج قرار می گیرد که دربردارنده « برنامه عمل ٢ » کوچک تحت عنوان نتایج و توصیه های تحقیقاتی مناسب است و در پی برگزاری هر کارگاه آموزشی انتشار می یابد . گزارش سمپوزیوم مشترک بانک جهانی و ایسنار نیز بر برگزاری در ایستگاههای تحقیقاتی و نیز همایشهای مشترک میان « روز مزرعه ٣ » مناسبتهایی همچون کارکنان تحقیق و ترویج به عنوان شیوه هایی جهت سازماندهی ارتباط میان تحقیقات و ترویج و « هفته انتقال یافته ها که در چند سال اخیر در شمار مهمترین ساز و کارهای ارتباطی تحقیق و – « روز مزرعه » یاترویج کشاورزی در ایران قرار گرفته اند – نوعی الگوسازی از تجربیات کش ورهایی همچون هندوستان باشد.

– مشارکت محققان ارشد در آموزش حین خدمت ۴ کارکنان ترویج : آموزشهای حین خدمت کارکنان ترویج از جمله مهمترین تمهیداتی است که می باید جهت بِروز کردن دانش و مهارت آنها توسط مدیریت ترویج به کار گرفته شود . به نظر م ی رسد برای انجام این امر محققان کشاورزی دارای بیشترین صلاحیت حرفه ای باشند . در این زمینه آرنون به نقل از هاول ١ معتقد است که قبل از فصل کشت محصولات عمده ، باید یک دوره آموزشی یکماهه به صورت شبانه روزی برای کارکنان ترویج در ایستگاههای آزمایشی منطقه ای برگزار کرد از جمله تعابیر محققان در آموزش کارکنان ترویج می توان ضمن . برگزاری دور ه های آموزش رسمی ، به انتقال یافته های تحقیقاتی به مروجان و کارشناسان ترویج طی برگزاری مراسمی همچون روز مزرعه و یا هفته انتقال یافته ها نیز اشاره کرد. – ایجاد یک واحد تشکیلاتی مشترک : این واحد تولیت سازگار کردن فناوری با شرایط مزرعه را بر عهده دارد . در این زمینه جانسون و کلوگ ۲ بر این باورند که واگذار کردن این وظیفه به صورت انحصاری به هر یک از دو نهاد تحقیق و یا ترویج کشاورزی مشکل آفرین خواهد بود ؛ زیرا اگر مسئولیت معرفی فناوری در شرایط مزرعه صرفاً بر عهده تحقیق گذاشته شود ، این امکان وجود دارد که به هنگام ترویج آن فناوری در میان کشاورزان مسائلی پیش آید که از دید محققان مخفی بماند و یا مورد توجه کافی آنها قرار نگیرد .

برعکس این حالت، تقبل انحصاری این وظیفه از طرف ترویج ممکن است دسترسی کشاورزان را به مؤسسات تحقیقاتی با اشکالاتی همراه کند، ضمن اینکه کارکنان ترویج امکان دارد ترویج دانش عمومی کافی در زمینه فناوری مورد نظر و طراحی مزرعه آزمایشی را.

– انجام آزمایشهای سطح مزرعه ٣ به صورت مشترک : این مورد به عنوان کا نون اصلی تلاقی فعالیتهای تحقیق وترویج، آن هم در سطح مزارع کشاورزان و به منزله مؤثرترین راه جهت ایجاد حلقه های قوی میان کارکنان دو سرویس تلقی می شود .

– ایجاد واحدهای خدماتی مشترک که تسهیلات و خدمات مشابهی را برای هر دو نهاد تحقیق و ترویج فراهم می آورند ؛ نظیر کتابخانه ها ، آزمایشگاههای ملی و منطقه ای – ایجاد واحدهای انتشاراتی مشترک جهت تولید نرم افزارهای آموزشی مشترک همچون برنامه های رادیویی- تلویزیونی ، روزنامه ، مجله و تجلی این مهم در کشور می تواند به صورت مشارکت محققان کشاورزی در تهیه نشری ه های ترویجی و یا تولید برنامه های رادیویی و تلویزیونی با همکاری کارکنان ترویج باشد.

– تشکیل مکان فیزیکی مشترک برای هر دو سرویس به طوری که نهادهای تحقیق و ترویج کشاورزی با حفظ تسهیلات و امکانات خودشان از یک فضای فیزیکی مشترک بهره برند مصداق این مهم در کشور را می توان در تمرکز مراکز خدمات کشاورزی به عنوان محل استقرار کارکنان صحرایی ترویج و ایستگاههای تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی در یک محوطه مشترک دید.

– ایفای نقش متقابل از سوی کارکنان دو نهاد : به این معنی که کارکنان دو نهاد تحقیق و ترویج کشاورزی باید هر از چند گاهی در نقش یکدیگر ظاهر شوند تا از این طریق امکان آموزشی مناسب برای کارکنان هر دو سرویس فراهم آید. برای این منظور می توان از مشارکت متخصصان موضوعی ترویج در انجام آزمایشهای تحقیقاتی و یا مشارکت محققان کشاورزی در نقش آموزشگر کشاورزی سود برد