با قلم محمودزاده این شهید کیست که حاج قاسم دیوانه اوست؟ ۴۸ ساعت است که در بهت “انتقام سخت” و “نرمش قهرمانانه” و “موشک عین الاسد” هستم و دنبال گم‌شده حاج قاسم. در شب‌ عملیات کربلای ۵، درِ میخانه‌ی شلمچه زدم تا رسیدم به “اخلاق”؛ این برجستگی حاج قاسم امشب دیدار عرفانی حاج قاسم با […]

با قلم محمودزاده
این شهید کیست که حاج قاسم دیوانه اوست؟
۴۸ ساعت است که در بهت “انتقام سخت” و “نرمش قهرمانانه” و “موشک عین الاسد” هستم و دنبال گم‌شده حاج قاسم.
در شب‌ عملیات کربلای ۵، درِ میخانه‌ی شلمچه زدم تا رسیدم به “اخلاق”؛ این برجستگی حاج قاسم
امشب دیدار عرفانی حاج قاسم با شهید حسین یوسف الهی، این مرید و مراد زیباست.
پس از شکست عملیات بدر رفتیم به جنگ والفجر۸ و حسین با اطمینان به حاج قاسم گفت که در فاو پیروز خواهند شد. این چندمین بار بود که کلام این یار ۲۱ ساله عملی می‌شد.
و حاج قاسم، حیران ِاین رمز و راز، تا شهادت ِاین جوان عارف و وصیت که او را در کنار مزارِ شمسش دفن کنند.
گشتم تا به ناشناخته‌ترین راز مولوی و شمس رسیدم. حاج قاسم بی‌هیچ ملاحظه‌ای دل به حسین باخت، آن سان که مولانا به شمس.
شمس تربیت سالکانی چون مولانا را مستعد تزکیه و تکمیل خود می‌دانست، آن‌سان که حسین را حاج قاسم.
…….و او از خیل‌ِ عاشقان میلیونی دل کند تا در کنار حسین بیارمد. حاج قاسم فرمانده لشکر بود و او جانشین گردان، اما هر دو بر یکدیگر اثر گذار بودند و اثر پذیر.
پرتو معرفت حاج قاسم شکوهمندتر از حسین بر تمام آفاق برتابید تا عام و خاص مسلمین از آن نور گیرند، حال آنکه شمس خود را محدود به خواص اولیا کرده بود. وقتی حسین در گمنامی رخت بربست، ۳۰ سال طول کشید تا معرفت حاج قاسم سایه گستر نهضت مقاومت در عرصه جهانی شود.
حسین با جرعه‌‌‌ای تشنگی‌اش در والفجر ۸ فرونشست، حال آنکه تشنگی حاج قاسم در مسیر رسیدن به “قدس” فروکش کرد.
لذا؛ تحولات اخیر خاورمیانه، قابلیت حاج قاسم بود، نه فاعلیت حسین. چنانکه دیگر در آفاق و انفس حسین، حاج قاسمی پدید نیامد.
مولانا از شمس یاد گرفت تمام آموخته‌هایش پوسته‌ای است بی مغز؛ چنانچه حاج قاسم از حسین آموخت هرآنچه تاکنون آموخته، پله‌ی اول نردبان معرفت الی الله است.
مولانا گوید:«شمس خود بهانه است، مائیم به لطف حُسن، مائیم».
حسین به‌ سرعت آسمانی شد، حاج قاسم هنجارگرا و مبتنی بر مدارا. شخصیت شمس گریز از خلق و مولانا، عرفی و به‌شدت مخاطب محور. حاج قاسم هیچ‌گاه سخنی بالاتر از حد متعارف نمی‌گفت. در حالی که کلام حسین خارج از زمانه وبیان عوالم خاص بود.
حاج قاسم گفت: “خداوندا، مرا پاکیزه بپذیر.”
تا در روز وصال به حسین برسد.

ای‌عاشقــان ای‌عاشقـان،
پیمانه را گم کرده‌ام
درکنج ویران مــــانده‌ام،
خمخــــانه را گم کرده‌ام