انتخابات سال ۱۴۰۰ در حالی نزدیک می‌شود که تحولات میدانی متعددی در عرصه ملی و بین‌المللی در شرف وقوع است. از منظر تحولات داخلی، ورود چهره‌های سرشناس احزاب و جریان‌های مختلف در کنار تعددی که به‌وجود آورده است، می تواند به نوعی به عنوان یک ظرفیت برای تبیین گفتمانی جناح‌های سیاسی کشور قلمداد شده و […]

انتخابات سال ۱۴۰۰ در حالی نزدیک می‌شود که تحولات میدانی متعددی در عرصه ملی و بین‌المللی در شرف وقوع است. از منظر تحولات داخلی، ورود چهره‌های سرشناس احزاب و جریان‌های مختلف در کنار تعددی که به‌وجود آورده است، می تواند به نوعی به عنوان یک ظرفیت برای تبیین گفتمانی جناح‌های سیاسی کشور قلمداد شده و از این منظر زمینه‌ساز برگزاری یک انتخابات پرشور همراه با هوشمندی و بصیرت گردد.

از منظر تحولات خارجی و نحوه برخورد آنان با انتخابات که موضوع بحث حاضر است می‌توان در چندین موقف تامل اساسی کرد، نخست آنکه برخورد بیگانگان به‌ویژه دشمنان ایران اسلامی در مواجهه با پدیده انتخابات عموما سلبی بوده و آنان از گزینه‌های تحریم یا تخریب برای کمرنگ یا بی‌اهمیت جلوه دادن انتخابات بهره می‌برند.

در گزینه تحریم، راهکارهای پیش روی دشمنان و رسانه‌های وابسته به آنان معمولأ سیاه‌نمایی، کوچک و حقیر جلوه دادن پیشرفت‌های کشور، بزرگ‌نمایی مشکلات مختلف کشور، پررنگ نشان دادن  وجود اختلاف سلیقه احزاب، مسائل معیشتی و … بوده و از این طریق سعی در دلسردی مردم نسبت به انتخابات و در نهایت تحریم آن و تشویق مردم به شرکت نکردن در انتخابات‌ است.

در گزینه تخریب نیز شایعاتی نظیر مهندسی آرای مردم، تقلب، تخلفات گسترده انتخاباتی، عدم وجود دموکراسی و … از جمله موارد مورد استفاده برای ایجاد فاصله بین مردم و نظام است‌. بسته به شرایط موجود در هر برهه از انتخابات یکی از این دو راهکار یا هر دوی آنها توسط بیگانگان بکار بسته می‌شود.

نکته دوم آنکه صرف نظر از گزینش نوع برخورد با انتخابات، هدف اصلی و اساسی دشمنان، نه تنها مسئله انتخابات بلکه اصل نظام بوده و از این طریق سعی بر آن دارند تا با تضعیف یا تخریب انتخابات یکی از مولفه‌های مهم مشروعیت نظام اسلامی را که همانا مردمی بودن آن است ناچیز و یا حتی غیرواقع جلوه دهند.

پرواضح است، انقلاب اسلامی که به پشتوانه اراده مردم و رهبری دینی به ثمر نشسته است هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ قالب و تبعات نقیض زیاده خواهی های دشمنان بوده و با منافع آنان در تعارض کامل است.

نکته سوم نیز در ارتباط بین طرفداری دشمنان از فرد یا افراد خاصی در داخل کشور شکل می‌گیرد که البته این امر مستلزم دقت و ریزبینی بسیار زیادی از سوی تمام احزاب و جریان‌های سیاسی کشور است. بی شک، طرفداری دشمنان از فرد یا افراد و جریان‌های خاص دقیقا در راستای کادرسازی برای مطامع خویش در داخل کشور بوده و چنین افراد یا جناح‌هایی نیز باید با هوشیاری کامل و سریع‌ترین زمان ممکن اقدام لازم در این خصوص به‌عمل آورند که این امر البته در راستای تدابیر و روشنگری‌ها نیز است.

از سوی دیگر در موارد متعددی نیز مشاهده می‌شود که بیگانگان اقدام به تخریب مستقیم یا غیرمستقیم افراد لایق و با کفایت کشور می‌کنند تا از این رهیافت بتوانند جایگاه مردمی نیروهای مومن انقلابی را تضعیف و به زعم خود آنان را از گردونه انتخابات یا شاید مسئولیت های حساس کنار بزنند. این امر نیز به نوبه خود بر لزوم دقت  در تبلیغات منفی یا مثبت بیگانگان  و تبیین و تحلیل دقیق آنها صحه می‌گذارد. 

در مجموع آنچه از بیان این مجمل برمی‌آید لزوم هوشیاری کامل در برابر توطئه‌ها و نقشه‌های دشمنان اسلام و انقلاب بوده و بصیرت نیز لازمه اساسی و رکن مهم در تمیز نیک و بد وقایع و رویکردها بشمار می‌رود.

یقینا عبرت‌آموزی از درس‌های گذشته تاریخ این مرز و بوم و شناخت صحیح و دقیق و کامل جبهه دشمن امری است که همگان با تمام سلایق سیاسی و گروه‌بندی‌های حزبی باید به آن عمل کرده و با پرهیز از رفتار و گفتارها و موضع‌گیری‌هایی که شاید دشمن را در رسیدن به هدفش یاری رساند؛ در یک رقابت سالم، پرشور و همگانی شرکت کرده و بدین نکته اساسی نیز توجه کنند که پیروز نهایی میدان انتخابات، همانا مردم عزیز ایران اسلامی است که البته با وجود این دیدگاه، رقابت در خدمت رسانی به مردم رنگ و بوی معنوی و عقلایی تری به خود خواهد گرفت. 

این نکته اساسی نیز باید توسط نامزدها و طرفداران آنان همواره در نظر گرفته شود که میدان خدمت به مردم بسیار گسترده و درعین حال دارای عقبه‌های دشوار و منازل سخت است و تمام حرکات و افعال آنان در عرصه مدیریتی در محضر پروردگار متعال و در ذهن و حافظه مردم ثبت خواهد شد.

هرچند آفت‌های مذکور در این نوشتار کوتاه عمدتا به آسیب‌های متوجه شده از ناحیه بیگانگان پرداخت، اما جا دارد در خصوص مسائل داخلی مرتبط با انتخابات نیز به نحو بایسته‌ای بحث شود که در موضوع گفتارهای آتی خواهد بود.

جلال شیری