انواع محیطهای موثر بر شخصیت انسان گفتار پیش به صورت کلی پیرامون تأثیر محیط  به عنوان دومین عنصر در ساختار شخصیت انسانی بود که امروزه دانشمندان آن را پذیرفته اند. سخن ما در این قسمت راجع به انواع محیط است. تقسیم بندیهای مختلفی می‌توان روی محیط انجام و تاثیرات آن را بر شخصیت مورد مطالعه […]

انواع محیطهای موثر بر شخصیت انسان

گفتار پیش به صورت کلی پیرامون تأثیر محیط  به عنوان دومین عنصر در ساختار شخصیت انسانی بود که امروزه دانشمندان آن را پذیرفته اند. سخن ما در این قسمت راجع به انواع محیط است. تقسیم بندیهای مختلفی می‌توان روی محیط انجام و تاثیرات آن را بر شخصیت مورد مطالعه قرار داد که به اختصار یادآوری می شود. در یک تقسیم بندی کلی محیط را می توان به  محیط “قبل از تولد و بعد از تولد” و “محیط طبیعی و اجتماعی” و هرکدام از این موارد قابل تقسیم به انواع دیگر می باشد.

  • محیط قبل از تولد

محیط قبل از تولد دو صورت دارد؛ یکی محیط درونی قبل از تولد – محیط بین سلولی-  است که ازغشاء، سیتوپلاسم و هسته تشکیل می گردد. در این محیط روابط بین سلول ها و تراوش غده های درون در تعادل بدنی و روانی اثر مهمی دارد. صورت دیگر، محیط بیرونی قبل از تولد است که از یک سو کیسه آمنیوتیک یا همان کیسه آب جنین نوزاد را در رحم احاطه می کند و نوزاد در آن رشد می کند و از سوی دیگری تغذیه و خون مادر که به وسیله لوله ناف با جنین ارتباط پیدا می کند.[۱]

روان شناسان تاثیر عوامل محیطی قبل از تولد را بر انواع ویژگیهای رشدی و شخصیتی مسلم می‌دانند. شرایط روحی مادر، احساسات عاطفی او نسبت به جنین در حال رشد و عوامل مشابه دیگر، رشد و شکل گیری شخصیت کودک را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

  • محیط بعد از تولد

کودک پس از آنکه از مادر متولد شد، وارد محیط حقیقی بیرونی می شود و به تدریج رشد می کند. او در فرآیند رشد خود با محیطهای گوناگون دیگری ارتباط پیدا می کند و از شرایط حاکم بر هر محیط به رسم عادت یا شناخت چیزهایی را دریافت و با آن زندگی می کند. بنابراین، در محیط بعد از تولد شرایط و اوضاع طبیعی و جغرافیایی، ویژگیهای شخصیتی والدین، شیوه‌ها و محتواهای تربیتی، انواع امکانات اقتصادی، فرهنگی ، نظام اخلاقی، سبک حکومتها، کیفیت روابط اجتماعی، جریان عاطفی، فکری و عقلی محیط رشد کودک دارای اهمیت می باشند.

 

 انواع  محیط بعد از تولد کودک

الف) محیط طبیعی

هر فردی در یک منطقه ی جغرافیایی ویژه متولد می شود. تمام شرایط و پدیده‌هاى طبیعى که از پیش وجود داشته و مستقل از ارادهٔ انسان هستند و بر زندگى او تأثیر مى‌گذارند، محیط طبیعى نامیده مى‌شود. مانند؛ آب و هوا، نور، رطوبت، گرما و سرما، شرایط اقلیمی،… هر کدام از این عوامل می ‌تواند بر روی شخصیت افرادی که به نحوی با آنها در ارتباط هستند، تاثیر بگذارد.

تأثیر محیط طبیعی بر رشد و شخصیت انسان موضوعی است که در مکتب جغرافیاگرائی به آن پرداخت شده است به طوری که تفاوت رفتار و روحیات و فرهنگها را معلـول تفاوت شرایط جغـرافیائی و طبیـعی می دانند. نظریه جبر جغرافیایی و حاکمیت محیط طبیعی بر تمام ارگانیسم ها و فعّالیّت ها و خصایص بشری، دارای سابقه دیرینه ای است. دانشمندانی مانند توماس باکل، هانتیگتون و… بر این عقیده اند که هرگونه تحول تاریخی مهم پیوستگی با شرایط جغرافیایی دارد. و افلاطون، بقراط، ارسطو و برخی از حکمای مسیحی چون سنت اگوستین، ابن خلدون، منتسکیو و کوپله و… بر غلبه تأثیر محیط طبیعی تأکید دارند.

بقراط کتابی به نام آبها، هواها و جاها نوشت که در آن به اختصار از تاثیر محیط جغرافیایی در ساختمان طبیعی اقوام و تشکیلات قانونی دولت ها سخن گفت افکار بقراط (۴۶۰-۳۷۷). 

ارسطو معتقد بود که در یک کشور مستقل و نمونه نسبت بین جمعیت و وسعت قلمرو و کیفیت آنها مهم است ارسطو علت کامیابی یونانیان وحتی برتری عقلی آنان را آب و هوای معتدل یونان می دانست.

ابن‌خلدون هم زندگی اجتماعی را چیزی جز یک پدیده‌ی طبیعی نمی‌داند به نظر او شرایط و احوال و دگرگونیهای اجتماعی متفاوت بیشتر از محیط جغرافیایی و آب و هوا سرچشمه می ‌گیرد. منتسکیو نیز تاکید دارد محیط جغرافیایی در صفت جسمانی و فضائل روانی انسانی تأثیر فراوان دارد.

برخی از پیروان این اندیشه بیش از حد بر تأثیر عنصر طبیعت در تکون شخصیت تأکیدکرده اند و از تاثیرات سایر عناصر غفلت ورزیده اند. چه اینکه تاریخ بشر به اثبات رسانده است که یک مبارزه حیاتی بین انسان و محیط طبیعی وجود داشته و دارد و انسان از طریق فکر و اندیشه و به کارگیری آن، طبیعت را مهار کرده است. پایه اصلی تغییرات و تحولات تاریخی را عقل و دانش آدمی باید محسوب داشت نه جبر جغرافیایی و طبیعی. گرچه بعضی از این نظریه ها افراطی است اما در عین حال نقش موثر عنصر طبیعت بر شخصیت انسان قابل تردید نیست.[۲]

[۱] – سایت دکتر سلام

[۲] – ر.ک : دکتر شکوئی: اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا، ویل دورانت: لذات فلسفه( مترجم عباس زریاب)